تبليغاتX
دختر شمال شرقـــــــــــی

nazedel

دختر شمال شرقی

nazedel

http://nazedel.blogfa.com

دختر شمال شرقـــــــــــی

دختر شمال شرقـــــــــــی

دختر شمال شرقـــــــــــی

روزها گر رفت
گو رو
باک نیست
تو بمان
ای آنکه چون تو
پاک نیست
پاک نیست
پاک نیست

دختر شمال شرقـــــــــــی

 

پيام مدير


روزها گر رفت
گو رو
باک نیست
تو بمان
ای آنکه چون تو
پاک نیست
پاک نیست
پاک نیست

امكانات وبلاگ
در گذرگاه خاطره ها

هنوز هر روز کوچ ایل یاد تو را

به نظاره نشسته ام

هنوز وقتی که صبح باصدای خوش طبیعت از خواب بلند می شوم

اولین واژه لبان خشکیده من

تو هستی

خواسته ام از او

که تا اخر   این همه درد را

فقط به خاطر راحتی تو

 

پاسداری نمایم.

 

+ | نوشته شده توسط دختر شمال شرقی در و ساعت  
 
امروز برای شاید اولین بار با خود اندیشیدم که:

 

چه می کنم

 

با خودم

با دلم

با تو

 وبا دلت

می دانم هنوز هم دل خوش به نوشتن هستی

اما تاکجا؟؟

تا کی؟؟

می ترسم

به قول خودت دچار ترس مقدس شده ام

از این می ترسم که حرفهای دلت تمام شود

و فراق تمام نشود.

+ | نوشته شده توسط دختر شمال شرقی در و ساعت  
 
 

 

برای باور تو

هنوز میان من وتو

 فاصله است

وبرای رسیدن به تو

فاصله ای است به اندازه

یک عمــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر

 

+ | نوشته شده توسط دختر شمال شرقی در و ساعت  
 
از جدا شدن نوشتی رو تن  زخمی هر برگ

گریه کردم و نوشتم

نازنینم یا تو یا من

به تو گفتم باورم کن میون این همه دیوار

تو به خنده ای نوشتی

هم نفس خدا نگهدار

بنویس مهلت موندن  یه نفس بود

سهم من ازهمه دنیا یه قفس بود

بنویس که خیلی وقته واسه تو گریه نگردم

سر رو شونه هات نذاشتم  مثل دستام سرد سردم

 

+ | نوشته شده توسط دختر شمال شرقی در و ساعت  
 
هنوز برای رسیده به تو

باید تمام جغرافیای دلم را زیر پا بگذارم.

تو تنها ستاره قطبی من نبودی

بلکه برای من همچون  مغناطیسی بودی که بدون آن

حتی ستاره قطبی هم کشش ندارد

آری

کشش ندارد.

 

+ | نوشته شده توسط دختر شمال شرقی در و ساعت  
 
حالم خوب نیست

حتی خودت هم می دانی

زیرا دیگر دختر شمال شرقی بودن برایم افتخار نیست

در جغرافیای زندگیم وقتی

تو ستاره قطبی نباشی

چگونه شمال شرقی را پیدا کنم

 

+ | نوشته شده توسط دختر شمال شرقی در و ساعت  
 
بگذار تمام اهالی ایل ترکمن بدانند که در این حوالی کسی به دنبال دل خود 

دویدن به دنبال ایل را بهانه کرده است.

بگذارند یک بار برای همیشه

خون تازه ام را نثار رگ چشمانت کنم

+ | نوشته شده توسط دختر شمال شرقی در و ساعت