از جدا شدن نوشتی رو تن زخمی هر برگ
گریه کردم و نوشتم
نازنینم یا تو یا من
به تو گفتم باورم کن میون این همه دیوار
تو به خنده ای نوشتی
هم نفس خدا نگهدار
بنویس مهلت موندن یه نفس بود
سهم من ازهمه دنیا یه قفس بود
بنویس که خیلی وقته واسه تو گریه نگردم
سر رو شونه هات نذاشتم مثل دستام سرد سردم
نوشته شده توسط دختر شمال شرقی در ساعت |
لینک ثابت |